تبلیغات
وب‌نوشت دنج - مطالب مصرع سوم
پنجشنبه 27 مهر 1385  02:10 ق.ظ    ویرایش: - -
نوع مطلب: مصرع سوم ،

 

  1. سلام خوش‌حالم كه اولین كسی هستم كه تولد یك‌سالگی دنج را تبریك می‌گم.

  2. دنج در گوشه‌ی دلم جای دنجی برای خود پیدا كرده است.

  3. دنج یه وبلاگ انرژی‌زاست .......

  4. سلام آقا معلم خوب و مهربان...تولد نوزادتون كه الان پا گرفته را تبریك می‌گم ... انشالله دامادیشو ببینی ... هر چی كه از نت و وبلاگ نمی‌دونستیم شما یادمون دادی. خدا خیرت بده. حالا كیك نمی‌دی؟ من شمعش رو می‌آرم...

  5. تولد ...! مبارك ...!

  6. برای من هم آقا معلم خوبی بودین. اما گاهی سخت‌گیر. اما همون سخت‌گیری‌ها به من كمك كرد. دستون درد نكنه.

  7. تولدش مبارک .... آقا معلم! یادته راجع به قالب وبلاگم کلی نظر دادی؟یادته من گوش نکردم؟ یادته من سعی کردم که زیاد آپ نکنی؟ یادته تو گوش نکردی؟....هی! عجب تند می‌گذرن روزا ...... شاد باشی ....

 

   


نظرات()   
یکشنبه 2 مهر 1385  10:09 ق.ظ    ویرایش: - -
نوع مطلب: مصرع سوم ،

 

بین بغض و گریه‌ها

مرز و فاصله کجاست؟

 

رعشه‌ها

لرزه‌هایِ رویِ دوشِ مردها

موج‌هایِ رنگِ چهره‌ها

لب پریدن از نگاه‌ها

مرز و فاصله‌ست

بین بغض و گریه‌ها

 

بین بغض و گریه‌ام

غیر از این نشانه‌ها

یک نشانه نیز هست:

"آه‌ها"

 

م.سکوت – 2/7/85

 

   


نظرات()   
پنجشنبه 30 شهریور 1385  01:09 ق.ظ    ویرایش: - -
نوع مطلب: مصرع سوم ،

 

من آمدم، ولی نشد

همین «نشد» بهانه ی دوباره آمدن شده‌ست!

همین کنار تو نبودنم

بهانه‌ی دوباره خواستگاری دلم شده‌ست!

من از تو هیچ وقت ...

من از تو رفتن تو را نخواستم

من از تو انهدام ساعتِ رسیدن تو را نخواستم

من از تو «هیچ» هم نخواستم

چه اشتباهکی!

 

م.سکوت

 

   


نظرات()   
چهارشنبه 29 شهریور 1385  06:09 ق.ظ    ویرایش: - -
نوع مطلب: مصرع سوم ،

 

بی هیچ خاطره

بی هیچ طعمِ نشستن کنارِ تو

بی هیچ هیچ

من

نوشته‌های رنگِ برگه را

این نوشته‌های جنسِ قلبِ سنگِ تو

این حروفِ نا‌نوشته را

می‌دهم وجود

می‌کنم نگاه

پیش از آن که پیش پیش

پیش‌بینی‌ام کنی!

 

   


نظرات()   
شنبه 4 شهریور 1385  03:08 ق.ظ    ویرایش: دوشنبه 6 شهریور 1385 12:08 ب.ظ
نوع مطلب: مصرع سوم ،

 
دیوان حافظم را هدیه داده ام به كسی. از فال گرفتن در اینترنت هم حالم به هم می خورد. یكی برای ما فالی بگیرد. من نیت كردم. بسم الله. 

   


نظرات()   
چهارشنبه 1 شهریور 1385  01:08 ق.ظ    ویرایش: - -
نوع مطلب: مصرع سوم ،

 

80

از خواب و خوراك و زندگی افتاده

از چاله به چاهِ بندگی افتاده

او مدعی خدایی مردان بود

در دامِ زنان، به بردگی افتاده

81

اندازه ی یک مورچه هم نیست دلم

اندازه ی قدِّ بچه هم نیست دلم

تنها و غریب و کوچک است این دلکم

هم بازی اهل کوچه هم نیست دلم

   


نظرات()   
یکشنبه 8 مرداد 1385  10:07 ق.ظ    ویرایش: یکشنبه 8 مرداد 1385 11:07 ق.ظ
نوع مطلب: مصرع سوم ،

«مردُم! ای مردُم»

مردم! ای مردم

من همیشه یادم‌ست این، یادتان باشد.

نیم‌شب‌ها و سحرها، این خروسِ پیر،

می‌خروشد، با خراش سینه می‌خواند.

گوش‌هاگر با خروش و هوش با فریادتان باشد.

مردم!‌ای مردم،

من همیشه یادم‌ست این، یادتان باشد.

و شنیدم دوش، هنگام سحر می‌خوانْد.

باز،

این‌چنین با عالم خاموش فریاد از جگر می‌خوانْد:

مردم! ای مردم،

من اگر جغدم، به ویران بوم،

یا اگر بر سر

سایه از فَرِّ هما دارم،

هر چه هستم از شما هستم؛

هر چه دارم، از شما دارم.

مردم! ای مردم،

من همیشه یادم‌ست این، یادتان باشد ...

«پادشاهِ شعر معاصر ـ مهدی اخوان ثالث»

   


نظرات()   

وب‌نوشت دنج

نوشته‌هایم را نخوان، آرایشت به هم می‌ریزد