من برای اطرافیانی كه باهاشون روابط مثبت دارم، تقسیم بندی قائلم. اطرافیان من پنج دسته هستند.
- آشنا
- دوست
- رفیق
- محبوب
- معشوق
حالا این كه گفتم یعنی چه؟ الآن توضیح میدم. دستهی "آشنا" كه بیشترین افراد رو در بر میگیره، كسانی هستند كه رابطهی من با اونها در حد یه سلام و علیكه. همین. "دوست" ها كسانی هستند كه باهاشون میگردم. همدیگه رو تقریبا میشناسیم. از بودن در كنار هم اذت میبریم و ... . فكر میكنم درك این گروه براتون راحت باشه. چون اكثر كسانی رو كه باهاشون میگریدین، توی همین دسته قرار دارند. و حالا "رفیق".
كسی یا كسانی كه دوستشون داری. میخوای باهاشون باشی. دلت براشون تنگ میشه. براش درد دل میكنی. باهاش خیلی راحتی و از این جور چیزا. البته تعداد این دسته نسبت به گروه و دستهی "دوست" ، خیلی كمتره. اما خوب این گروه هر چی بیشتر باشه، روابط آدم خیلی با صفاتره.
یه ذره كه روابط از رفاقت فراتر بره، اون رفیق تبدیل میشه به محبوب. این فرقش با قبلی در عمق بیشتر رابطهست. تو اینجا ممكنه تو دیگه برای محبوب درد دل نكنی. همین كه باهاش باشی، انگار سبك شدی. انگار ... . نمیدونم درك میكنید یا نه؟ این دسته خیلی كم اتفاق میافته كه عضو داشته باشه. اكثر آدمها توی این دسته كسی رو برای خودشون ندارند. و لی خوب بعضیها هستند كه یه نفری رو تو اینجا عضو كردند.
و اما المعشوق. این دیگه محشره. تو لازم نیست كه معشوقت رو ببینی. همین كه معشوقت هست برات كافیه. لازم نیست، كنارش باشی. همین كه عاشقش هستی برات خیلیه. تقریبا تو زندگی هیچكسی معشوق پیدا نمیشه. چون پیدا كردنش خیلی سخته. اكثر كسایی كه میگن فلانی معشوق منه، یعنی فلانی محبوب منه. یه دفعه چی بشه یه لیلی و مجنونی، یه شیرین و فرهادی پیدا بشوند و این گروه تو عالم عضو دار بشه. وگرنه نوچ. میشه گفت بسیاركم كم كم.
یه نفر برای تو، ممكنه از یك آشنا تبدیل به یه دوست، بعدش رفیق و بعدش محبوب و ... بشه. یا بعضی مواقع برعكس.
خیلی مختصر توضیح دادم. امیدوارم متوجه شده باشین. آره؟
تبلیغات 
