بعضیها نیز، در منِ چند سال پیش مهمتر از دیگراناند و بیشتر
میتوانند منِ چند سالِ پیش را نشان دهند. برای همین است كه وقتی كسی كسِ دیگر را
از دست میدهد، بخشی از خودش را از دست داده است و برای همین است كه بی آنكه خبر
داشته باشد چه شده است، دلاش آشوب میشود و به هم میریزد و هول میكند. ما فقط خودمان نیستیم. ما، جز خودمان، دیگران نیز هستیم.
بخشی از ما نزد دیگران است و نمیتوان آن بخش را نادیده گرفت. نه فقط در دیگران
و انسانها، كه در جاها و مكانها و .... نیز هست. تویی كه دنج میخوانی، دنج بخشی
از توست و برای منی كه مینویسم، تو، منی. همین تویِ تو ! باید سعی كنیم، خودمان را خوب كنیم. خودمان یعنی خودمان و
دیگران كه ما هستند. نمیتوان از این فرار كرد. هر وقت خواسته باشی كه بخشی از
خودت را زیر بگیری و نادیده انگاری، دچار مشكل میشوی.

