تبلیغات
وب‌نوشت دنج - می‌گذرد ـ می‌گذرم
شنبه 22 تیر 1387  07:07 ق.ظ    ویرایش: - -
نوع مطلب: نوشتنی‌ها ،

دردسرت ندهم،تا ‌دردِ‌سر داری! / م.سكوت

ـ ام‌روز باران بارید. نه البت بر روی زمین. اما بارید. بارید و تر كرد. خیلی وقت بود نمی‌بارید. دل نمی‌داد آسمان به دل‌پاره. ام‌روز شنبه بود و هنوز هم شنبه است. خسته‌گی بر كَت و كول‌ام سنگینی می‌كند. راضی‌ام البت به این روزگار. نه از روی اجبار كه از روی رضا. خسته‌گی‌ام بیش از آنی كه جسمی باشد، روانی‌ست و ذهنی.

ـ من اگر اشتباه می‌كنم، سعی در جبران آن هم دارم و سعی‌ام این است تا بی ‌از دست‌دادنِ فرصت، كه به فرصت‌ها بدل می‌شود معمولن،‌ جبران كنم اشتباهی را كه انجام داده‌ام. اگرچه كه تقریبن هیچ‌گاه نمی‌شود كاملن جبران كرد اشتباهات را، اما تا حدودی می‌شود جبران كرد. برای همین است وقتی آدم‌هایی را می‌بینم كه اشتباه می‌كنند و گشاد گشاد نمی‌خواهند اشتباهِ خود را جبران كنند، حالتِ تهوع می‌گیردم. بعضی وقت‌ها حالت‌ها دی‌گری هم دست‌ام می‌دهد كه فعلن لازم نیست این‌جا بنویسم‌اش.

ـ این دنیا پیچیده‌ست. كم هم نه و اتفاقن زیاد هم پیچیده‌ست. بعضی وقت‌ها پیچیده‌گی‌اش را می‌فهمم و با آن تا می‌كنم و می‌فهمم‌اش و گاه نیز نمی‌فهمم‌اش. برای همین است كه وقتی می‌فهمم‌اش، آسوده‌تر هستم تا وقتی كه حواس‌ام پرت می‌شود از این دنیا. چند روزی‌ست اما كمی حواس‌ام هست و آسوده‌تر هستم. سعی می‌كنم با آدم‌ها همان‌طور برخورد كنم كه خودشان می‌خواهند. با كسی كه خودش را آدم حساب نمی‌كند و نمی‌خواهد هم حساب كند، مثل خودش با خودش برخورد می‌كنم و آدم حساب‌اش نمی‌كنم. با كسی كه سر كار می‌گذارد و می‌داند دارد سر كار می‌گذارد، سر كار می‌گذارم‌اش. با كسی كه دوست دارد گشاد گشاد زنده‌گی كند، گشادگشاد برخورد می‌كنم. با كسی كه نمی‌خواهد حركتی به خودش بدهد، مثل خودش برخورد می‌كنم و تحریك‌اش نمی‌كنم و می‌گذارم تا در فراخه‌گی خودش، سوت بزند و دست و پا بزند تا در لجن‌زار غرور و تنبلی‌اش غرق شود. یاد گرفته‌ام، به كسانی كه دوست دارند خودشان را دور بزنند و در حماقت بمانند، كمك كنم و نگذارم خدای ناكرده عوض شوند!

ـ فیلم “باغ فردوس، 5 بعد از ظهر” را ببینید. اگر دیده‌اید، باز هم ببینید. آینده‌ گاه در این فیلم‌ها رقم می‌خورد. متأسفم برای بعضی‌ها. نه فقط در این فیلم، كه در خیلی‌ فیلم‌ها،‌ می‌شود آینده‌‌ی بعضی‌ها را دید. فیلم “باغ فردوس، 5 بعد از ظهر” را ببنید. نه یك‌بار كه بار‌ها....

 

 

   


نظرات()   

وب‌نوشت دنج

نوشته‌هایم را نخوان، آرایشت به هم می‌ریزد